گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

7

كورشنامه ( فارسى )

ولى در قوانين و آداب و سنن ايرانى پيش‌بينىهاى لازم صورت مىگرفت كه حتى المقدور رذايل اخلاقى صورت نگيرد و مردم به‌طورى بارآيند كه مرتكب اعمال قبيح و ننگ‌آور نشوند و محتاج به تنبيه و مؤاخذه نگردند . و بدين‌قسم عمل مىكردند : در ايران محلى است بنام الواترا « 1 » و در آن محل قصر پادشاه و بناهاى دولتى ساخته شده است . كاسب‌كاران و دست‌فروشان كه داد و فرياد مىكردند ، از نمايش و فروش متاعشان در اين ميدان ممنوع بودند تا ازدحامشان سكون و آرامش محوطه‌اى را كه اطفال بزرگان در آن تربيت مىيافتند برهم نزند . اين ميدان به چهار قسمت تقسيم مىشد . قسمتى خاص اطفال بود ، و در محوطهء ديگر جوانان كه به سن بلوغ رسيده بودند مجتمع مىشدند ، در قسمت سيم مردان و بالاخره در چهارمين قسمت پيرمردان كه سنشان از حدودى كه موظف و مجبور به حمل اسلحه بودند گذشته بود ، مجتمع مىشدند . به موجب قوانين ، هريك از طبقات مجبور بودند در محوطهء خود بمانند . اطفال و مردان كامل بايستى در طليعهء آفتاب در محل خود حاضر باشند و پيرمردان فقط در روزهايى كه آيين خاصى اجرا مىشد حضور مىيافتند . درصورتىكه جوانان تازه بالغ موظف بودند شب را در حدود مقر حكومتى بيتوته نمايند و پيوسته حاضرسلاح باشند ، مگر آنان كه ازدواج كرده بودند . اين‌ها هم درصورتىكه حضورشان ضرورت پيدا مىكرد در مقر حكومتى بيتوته مىكردند ولى غيبت مكرر و طولانى خوش‌آيند نبود . رؤساى هريك از قسمت‌ها دوازده نفر بودند ، زيرا پارسيان دوازده طايفه بودند . رؤساى اطفال از بين پيرمردانى برگزيده شده بودند كه صلاحيت اين را داشتند كه در تهذيب آنان بكوشند و اطفال را مهذب و باتربيت بارآورند . مربيان جوانان بالغ نيز كسانى بودند كه قادر به هدايت و تربيت آنان باشند و راه‌نمايان مردان نيز از جمله برگزيدگان بودند كه ايشان را به اطاعت از قوانين و دستورات ارشاد مىنمودند . بالاخره پيرمردان نيز از بين خود صالح‌ترين افراد را به عنوان رئيس انتخاب مىكردند و اين اشخاص مراقب بودند كه جملگى وظايف و تكاليف خود را به نحو احسن انجام دهند . اينك دستورها و تعاليمى را كه هر طبقه ملزم بودند نصب‌العين خويش قرار دهند تشريح مىكنيم تا به اصول و مقرراتى كه براى تربيت اشخاص صالح مجرى مىداشتند آشنا شويم . اطفال به مكتب مىرفتند تا ادب بياموزند و رؤسا و مراقبينشان اكثر اوقات روز مراقب حال آنان بودند و قضاوت و عدالت را ميان آنها مجرى مىداشتند . زيرا در بين اطفال نيز مانند اشخاص مسن همان اتهامات دزدى و خدعه و بىحرمتى و حيله و ناسزاگويى و اين قبيل ذمايم اخلاقى وجود دارد . و چنان‌چه طفلى مرتكب اين قبيل تقصيرات مىشد پس از ثبوت جرم مجازات

--> ( 1 ) . Eleuthera